شاعر: رودکی
گرسنه روباه شد تا آن تبیر
چشم زی او برده، مانده خیر خیر
زمین
موشی چند سال در دکان خواجه بقال از نقلهای خشک و میوه های تر مالامال به سر می برد و از آن نعمتهای خشک و تر می خورد خواجه بقال آن را می دید و اغماض می کرد و از مکافات وی اعراض می نمود، تا روزی به حکم آنکه گفته اند:
سفله دون را چو گردد معده سیر
جامیبهارستانروضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)بخش 3
بر درت افتادهام خوار و حقیر
از کرم، افتادهای را دست گیر
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 129
فارسی متن کا ماخذ: گنجور