شمع آمد و گفت: کار در کار افتاد
در سوختنم گریستن زار افتاد
از بس که عسل بخوردم از بیخبری
در من افتاد آتش و بسیار افتاد
زمین
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 602
در عشق توام واقعه بسیار افتاد
لیکن نه بدین سان که ازین بار افتاد
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 48
تا ابروی طاقِ تو کماندار افتاد
تیرِ مژه جفتِ او سزاوار افتاد
عطارمختارنامهباب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوقشمارهٔ 7
فارسی متن کا ماخذ: گنجور