در عشق توام واقعه بسیار افتاد
لیکن نه بدین سان که ازین بار افتاد
عیسی چو رخت بدید دل شیدا شد
از خرقه و سجاده به زنار افتاد
زمین
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 602
تا ابروی طاقِ تو کماندار افتاد
تیرِ مژه جفتِ او سزاوار افتاد
عطارمختارنامهباب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوقشمارهٔ 7
شمع آمد و گفت: کار در کار افتاد
در سوختنم گریستن زار افتاد
عطارمختارنامهباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 89
فارسی متن کا ماخذ: گنجور