تا ابروی طاقِ تو کماندار افتاد
تیرِ مژه جفتِ او سزاوار افتاد
در من نگر و گره بر ابروی مزن
کز ابرویت گره برین کار افتاد
زمین
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 602
در عشق توام واقعه بسیار افتاد
لیکن نه بدین سان که ازین بار افتاد
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 48
شمع آمد و گفت: کار در کار افتاد
در سوختنم گریستن زار افتاد
عطارمختارنامهباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 89
فارسی متن کا ماخذ: گنجور