صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
  4. »شمارهٔ 49

شمارهٔ 49

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ستم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم

در آتشِ سوزنده به جان پیوستم

2

چون هر نفسم به گاز سر میفکنند

بر پای که سر نهم که گیرد دستم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شمع آمد و گفت: اینهمه بیچارگیم

زان است که کس نیست به غم خوارگیم

عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 48

اگلی نظم

شمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقم

کافتاد ز خلق آتشی در فرقم

عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 50

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

المنةالله که به تو پیوستم

وز سلسلهٔ بند فراقت رستم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1142

باز آمدم و برابرت بنشستم

احرام طواف گرد رویت بستم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1168

بالای سر ار دست زند دو دستم

ای دلبر من عیب مکن سرمستم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1172

بر میکده وقف است دلم سرمستم

جان نیز سبیل جام می‌کردستم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1179

تا ظن نبری که از غمانت رستم

یا بی‌تو صبور گشتم و بنشستم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1198

می‌پنداری که از غمانت رستم

یا بی‌تو صبور گشتم و بنشستم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1357

فرمان تو آمد و ز جا برجستم

می خواندم و اسباب سفر می بستم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 115

عمری به هوس نخل معانی بستم

گفتم که مگر ز هر حسابی رستم

عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 10

چون در ره دین نیامدی در دستم

برخاستم و به کافری بنشستم

عطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 11

زان روز که در صدر خودی بنشستم

تا بنشستم به بیخودی پیوستم

عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 41

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور