عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 50شمارهٔ 50شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: قمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقمکافتاد ز خلق آتشی در فرقم2نقل کریںچون زار نسوزم و نگریم بر خویشآتش بر فرق و ریسمان در حلقم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستمدر آتشِ سوزنده به جان پیوستمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 49اگلی نظمشمع آمد و گفت: این سفر افتاد مراکز رفتن آن صد خطر افتاد مراعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 51ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستمدر آتشِ سوزنده به جان پیوستمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 49
اگلی نظمشمع آمد و گفت: این سفر افتاد مراکز رفتن آن صد خطر افتاد مراعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 51