عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 48شمارهٔ 48شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارگیمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: اینهمه بیچارگیمزان است که کس نیست به غم خوارگیم2نقل کریںتا پر شد از آن لقمهٔ آتش دهنمآن لقمه خوشی بخورد یکبارگیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: جان غم کش دارمتن در آتش حال مشوش دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 47اگلی نظمشمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستمدر آتشِ سوزنده به جان پیوستمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 49زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا چند تنم پردهٔ بیچارگیمتا کی نوشم شربت غمخوارگیمعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 103ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: جان غم کش دارمتن در آتش حال مشوش دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 47
اگلی نظمشمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستمدر آتشِ سوزنده به جان پیوستمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 49
تا چند تنم پردهٔ بیچارگیمتا کی نوشم شربت غمخوارگیمعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 103