عطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 103شمارهٔ 103شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارگیمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا چند تنم پردهٔ بیچارگیمتا کی نوشم شربت غمخوارگیم22نقل کریںوقت است که دست گیریم تا برهمکز پای درافتادهٔ یکبارگیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیا رب! برهان زنفس دشمن صفتمره بیرون ده زین تن گلخن صفتمعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 102اگلی نظمچون جملهٔ راه، کاروان من و تستهر جا که سیاهیییست زان من و تستعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 104◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: اینهمه بیچارگیمزان است که کس نیست به غم خوارگیمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 48◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیا رب! برهان زنفس دشمن صفتمره بیرون ده زین تن گلخن صفتمعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 102
اگلی نظمچون جملهٔ راه، کاروان من و تستهر جا که سیاهیییست زان من و تستعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 104
شمع آمد و گفت: اینهمه بیچارگیمزان است که کس نیست به غم خوارگیمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 48