صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
  4. »شمارهٔ 86

شمارهٔ 86

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: رم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

شمع آمد و گفت: دائماً در سفرم

میسوزم و میگدازم و میگذرم

2

بخت بدِ من چو رشته در کارم کرد

بنگر که ازین رشته چه آید به سرم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شمع آمد و گفت: دوربین باید بود

در زخم فراق انگبین باید بود

عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 85

اگلی نظم

شمع آمد و گفت: اگر شماری دارم

اشک است که پُر اشک کناری دارم

عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 87

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گفتم که هوای او برون شد ز سرم

از خاک درش درد سر خود ببرم

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 145

گر بیدارم اسیر صد شور و شرم

ور در خوابم ز عقل و دین بی خبرم

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 56

گر در سفرم تویی رفیق سفرم

ور در حضرم تویی انیس حضرم

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 84

از دوستیت خون جگر را بخورم

این مظلمه را تا به قیامت ببرم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1155

گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم

ور بخت شوی رخت بسویت نبرم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1288

گر من به در سرای تو کم گذرم

از بیم غیوران تو باشد حذرم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1289

من سر بنهم در رهت ای کان کرم

کامروز از تو ای صنم مست ترم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1337

خورشید رخا من به کمند تو درم

بارت بکشم به جان و جورت ببرم

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 95

هر سروقدی که بگذرد در نظرم

در هیأت او خیره بماند بصرم

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 96

بی روی تو، ای دوست، به جان در خطرم

در من نظری کن، که ز هر بد بترم

عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 98

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور