عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 85شمارهٔ 85شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینبایدبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: دوربین باید بوددر زخم فراق انگبین باید بود2نقل کریںمیخندم و باز آب حسرت در چشمیعنی که چو جان دهی چنین باید بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویشباری بکنم به کام دل ماتمِ خویشعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 84اگلی نظمشمع آمد و گفت: دائماً در سفرممیسوزم و میگدازم و میگذرمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 86زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر قرب به صد بلان قرین باید بودپروانه خوی آتشین باید بودنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 53ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویشباری بکنم به کام دل ماتمِ خویشعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 84
اگلی نظمشمع آمد و گفت: دائماً در سفرممیسوزم و میگدازم و میگذرمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 86