عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41شمارهٔ 41شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یشمنیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیست2نقل کریںهر کس چیزی میطلبد، از تو مرا،چون از تو خبر شد، خبر از خویشم نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل سِرّ تو در نو و کهن بازنیافتسر رشتهٔ عشقت به سخن باز نیافتعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 40اگلی نظمحالم ز من سوخته خرمن بمپرستو میدانی ز دوست و دشمن بمپرسعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 42زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز مال جهان جز جگری ریشم نیستاینست و جز این هیچ کم و بیشم نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 20در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیستقربان تو گردم که جز این کیشم نیستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 54ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل سِرّ تو در نو و کهن بازنیافتسر رشتهٔ عشقت به سخن باز نیافتعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 40
اگلی نظمحالم ز من سوخته خرمن بمپرستو میدانی ز دوست و دشمن بمپرسعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 42
از مال جهان جز جگری ریشم نیستاینست و جز این هیچ کم و بیشم نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 20
در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیستقربان تو گردم که جز این کیشم نیستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 54