عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یشمنیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز مال جهان جز جگری ریشم نیستاینست و جز این هیچ کم و بیشم نیست2نقل کریںاز خویشتن و خلق به جان آمدهامیک ذره دل خلق و سر خویشم نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجان رفت و ندید محرمی در همه عمردل خست و نیافت مرهمی در همه عمرعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 19اگلی نظماشکم پس و پیش منزلم بگرفتهستسیلاب بلا آب و گلم بگرفتهستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 21زمینہم وزن و قافیہ نظمیںجز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیستقربان تو گردم که جز این کیشم نیستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 54ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجان رفت و ندید محرمی در همه عمردل خست و نیافت مرهمی در همه عمرعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 19
اگلی نظماشکم پس و پیش منزلم بگرفتهستسیلاب بلا آب و گلم بگرفتهستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 21
جز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41
در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیستقربان تو گردم که جز این کیشم نیستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 54