عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 54شمارهٔ 54شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یشمنیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق رخت چون رخ تو بیشم نیستقربان تو گردم که جز این کیشم نیست2نقل کریںبردی دل من به زلف و بندش کردیزانست که یک لحظه دل خویشم نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون گشت دل من از سر زلف تو مستهرگز بندادم ز سر زلف تو دستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 53اگلی نظمگر لعل لب تو آب حیوانم دادور چشم خوش تو قوت جانم دادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 55زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز مال جهان جز جگری ریشم نیستاینست و جز این هیچ کم و بیشم نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 20جز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون گشت دل من از سر زلف تو مستهرگز بندادم ز سر زلف تو دستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 53
اگلی نظمگر لعل لب تو آب حیوانم دادور چشم خوش تو قوت جانم دادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 55
از مال جهان جز جگری ریشم نیستاینست و جز این هیچ کم و بیشم نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 20
جز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41