عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: منبمپرسصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحالم ز من سوخته خرمن بمپرستو میدانی ز دوست و دشمن بمپرس2نقل کریںآن غصّه که از تو خوردم آن نتوان گفتوان قصّه که با تودارم از من بمپرس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41اگلی نظمهجرِ تو هلاکِ من بگوید با تودردِ دلِ پاکِ من بگوید با توعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 43ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41
اگلی نظمهجرِ تو هلاکِ من بگوید با تودردِ دلِ پاکِ من بگوید با توعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 43