عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 43شمارهٔ 43شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اكمنبگویدباتوصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهجرِ تو هلاکِ من بگوید با تودردِ دلِ پاکِ من بگوید با تو2نقل کریںآن قصّه که در بیان نیاید امروزهر ذرّهٔ خاک من بگوید با تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحالم ز من سوخته خرمن بمپرستو میدانی ز دوست و دشمن بمپرسعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 42اگلی نظمغم کشته و رنج دیده خواهم مردنناگفته و ناشنیده خواهم مردنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 44ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحالم ز من سوخته خرمن بمپرستو میدانی ز دوست و دشمن بمپرسعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 42
اگلی نظمغم کشته و رنج دیده خواهم مردنناگفته و ناشنیده خواهم مردنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 44