عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 44شمارهٔ 44شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدهخواهممردنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںغم کشته و رنج دیده خواهم مردنناگفته و ناشنیده خواهم مردن2نقل کریںصد سال و هزار سال اگر خواهم گفتچون کبک زبان بریده خواهم مردن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهجرِ تو هلاکِ من بگوید با تودردِ دلِ پاکِ من بگوید با توعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 43اگلی نظمچون کار ز دست رفت گفتار چه سودچون دیده سفید گشت دیدار چه سودعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 45ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهجرِ تو هلاکِ من بگوید با تودردِ دلِ پاکِ من بگوید با توعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 43
اگلی نظمچون کار ز دست رفت گفتار چه سودچون دیده سفید گشت دیدار چه سودعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 45