عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 40شمارهٔ 40شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نبازنیافتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل سِرّ تو در نو و کهن بازنیافتسر رشتهٔ عشقت به سخن باز نیافت2نقل کریںگرچه چو فلک بسی بگشت از همه سویچه سود که خود را سر و بن باز نیافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآنها که درین درد مرا میبیننددر درد و دریغای منِ مسکینندعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 39اگلی نظمجز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآنها که درین درد مرا میبیننددر درد و دریغای منِ مسکینندعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 39
اگلی نظمجز درد تو درمان دل ریشم نیستجز آینهٔ شوق تو در پیشم نیستعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 41