از تیرِ غمت بسی جگر دوختهای
بر مشک خطت بسی جگر سوختهای
مگذار که خطّ تو ز دستم بشود
چون دست مرا بدان خط آموختهای
زمین
ای آنکه رخت چو آتش افروختهای
تا کی سوزی که صد رهم سوختهای
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1772
ای خورشیدی که چهره افروختهای
از پرتو آن کمال آموختهای
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1774
با من دو هزار عشوه بفروختهای
تا این دل من بدین صفت سوختهای
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 361
ای شمع! اگرچه مجلس افروختهای
اما تن نرم و نازکت سوختهای
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 85
فارسی متن کا ماخذ: گنجور