ای آنکه رخت چو آتش افروختهای
تا کی سوزی که صد رهم سوختهای
گوئی به رخم چشم بردوختهای
نی نی، تو مرا چنین نیاموختهای
زمین
با من دو هزار عشوه بفروختهای
تا این دل من بدین صفت سوختهای
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 361
از تیرِ غمت بسی جگر دوختهای
بر مشک خطت بسی جگر سوختهای
عطارمختارنامهباب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوقشمارهٔ 8
ای شمع! اگرچه مجلس افروختهای
اما تن نرم و نازکت سوختهای
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 85
ای خورشیدی که چهره افروختهای
از پرتو آن کمال آموختهای
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1774
فارسی متن کا ماخذ: گنجور