ای خورشیدی که چهره افروختهای
از پرتو آن کمال آموختهای
از جملهٔ اختران که افروختهای
تو بیشتری که بیشتر سوختهای
زمین
با من دو هزار عشوه بفروختهای
تا این دل من بدین صفت سوختهای
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 361
از تیرِ غمت بسی جگر دوختهای
بر مشک خطت بسی جگر سوختهای
عطارمختارنامهباب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوقشمارهٔ 8
ای شمع! اگرچه مجلس افروختهای
اما تن نرم و نازکت سوختهای
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 85
ای آنکه رخت چو آتش افروختهای
تا کی سوزی که صد رهم سوختهای
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1772
فارسی متن کا ماخذ: گنجور