عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 15شمارهٔ 15شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: هندہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںقومی که به خاک مرگ سر بازنهندتا حشر ز قال و قیل خود باز رهند2نقل کریںتا کی گوئی کسی خبر باز ندادچون بیخبرند از چه خبر باز دهند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبس کس که ز کوچهٔ هوس برنامدتا از دو جهان به یک نفس برنامدعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 14اگلی نظمدو چشم ز اشک خیره میباید کرداز بس که غمم ذخیره میباید کردعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 16زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا تو بخودی ترا به خود ره ندهدچون مست شدی ز دیده بیرون نجهندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 604عشاق اگر دو کون پیش تو نهندمفلس مانند و از خجالت نرهندسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 164قومی که بخواب مرگ سرباز نهندتا حشر ز قال و قیل خود باز رهندعطار»وصلت نامه»بخش 60 - و له ایضاًماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبس کس که ز کوچهٔ هوس برنامدتا از دو جهان به یک نفس برنامدعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 14
اگلی نظمدو چشم ز اشک خیره میباید کرداز بس که غمم ذخیره میباید کردعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 16