عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رشہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتم: «ز میان جان شوم خاک درشتا بوک بود بر من مسکین گذرش»2نقل کریںاو خود چو ز ناز چشم مینکُند بازکی بر منِ دلسوخته افتد نظرش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی یاد تو من سرزبان را بزنمبر یاد تو جملهٔ جهان را بزنمعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 20اگلی نظمیا رب چه دمم بود که دمساز نداددل برد و دمم داد و دلم باز ندادعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 22زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخائیدن آن لب که چشیدی شکرشمالیدن دستی که کشیدی بسرشرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1032بر طرف قمر نهاده مشک و شکرشچکند که فقاع خوش نبندد به درشسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 222گلشن که بهار ساخته جانورشطاووس نگارین شده پا تا به سرشنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 89ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی یاد تو من سرزبان را بزنمبر یاد تو جملهٔ جهان را بزنمعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 20
اگلی نظمیا رب چه دمم بود که دمساز نداددل برد و دمم داد و دلم باز ندادعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 22