سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 222رباعی شمارهٔ 222شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رشہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبر طرف قمر نهاده مشک و شکرشچکند که فقاع خوش نبندد به درش2نقل کریںدر کعبهٔ حسن گشت و در پیش درشعشاق همه بوسهزنان بر حجرش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای عارض گل پوش سمن پاش تو خوشای چشم پر از خمار جماش تو خوشسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 221اگلی نظمچون نزد رهی درآیی ای دلبر کشپیراهن چرب را تو از تن درکشسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 223زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخائیدن آن لب که چشیدی شکرشمالیدن دستی که کشیدی بسرشرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1032گفتم: «ز میان جان شوم خاک درشتا بوک بود بر من مسکین گذرش»عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 21گلشن که بهار ساخته جانورشطاووس نگارین شده پا تا به سرشنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 89ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای عارض گل پوش سمن پاش تو خوشای چشم پر از خمار جماش تو خوشسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 221
اگلی نظمچون نزد رهی درآیی ای دلبر کشپیراهن چرب را تو از تن درکشسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 223
گفتم: «ز میان جان شوم خاک درشتا بوک بود بر من مسکین گذرش»عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 21