نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 89شمارهٔ 89شاعر: نظیری نیشابوریوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رشہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگلشن که بهار ساخته جانورشطاووس نگارین شده پا تا به سرش2نقل کریںترسند که از شکفتگی برپردبافند ز ابر دام بر بال و پرش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصد ره شده ام به بیخ و بن جویی خویشیک زشت ندیده ام به نیکویی خویشنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 88اگلی نظماز حسرت من حاصل دوران همه ذوقوز کام دلم نصیب حرمان همه ذوقنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 90زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخائیدن آن لب که چشیدی شکرشمالیدن دستی که کشیدی بسرشرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1032بر طرف قمر نهاده مشک و شکرشچکند که فقاع خوش نبندد به درشسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 222گفتم: «ز میان جان شوم خاک درشتا بوک بود بر من مسکین گذرش»عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصد ره شده ام به بیخ و بن جویی خویشیک زشت ندیده ام به نیکویی خویشنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 88
اگلی نظماز حسرت من حاصل دوران همه ذوقوز کام دلم نصیب حرمان همه ذوقنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 90
گفتم: «ز میان جان شوم خاک درشتا بوک بود بر من مسکین گذرش»عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 21