عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انرابزنمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی یاد تو من سرزبان را بزنمبر یاد تو جملهٔ جهان را بزنم2نقل کریںتو جان منی ومن از آن میترسمکز بس که جفا کنی تو جان را بزنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم که اگر دلِ تو یک رنگ آیددر بر کشیم گرچه ترا ننگ آیدعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 19اگلی نظمگفتم: «ز میان جان شوم خاک درشتا بوک بود بر من مسکین گذرش»عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم که اگر دلِ تو یک رنگ آیددر بر کشیم گرچه ترا ننگ آیدعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 19
اگلی نظمگفتم: «ز میان جان شوم خاک درشتا بوک بود بر من مسکین گذرش»عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 21