عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 24شمارهٔ 24شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اننرسیدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسید2نقل کریںدر بی خبری عمر به پایان آمدو افسانهٔ عشق او به پایان نرسید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکه گفت ترا که راه اندوهش گیریا شیوهٔ عاشقان انبوهش گیرعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 23اگلی نظمجانان آمد قصد دل و جانم کردبنمود ره و سلوک آسانم کردعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 25زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدردا که اجل رسید و درمان نرسیدتوفیق به غور شور بختان نرسیدعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 87دل در سر درد شد به درمان نرسیدجان در سر دل شد و به جانان نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 57ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکه گفت ترا که راه اندوهش گیریا شیوهٔ عاشقان انبوهش گیرعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 23
اگلی نظمجانان آمد قصد دل و جانم کردبنمود ره و سلوک آسانم کردعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 25
دل در سر درد شد به درمان نرسیدجان در سر دل شد و به جانان نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 57