عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 57شمارهٔ 57شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اننرسیدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل در سر درد شد به درمان نرسیدجان در سر دل شد و به جانان نرسید2نقل کریںخوش خوش برسید عمرم ازگفت و شنودوین قصّهٔ درد ما به پایان نرسید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون رفتن جان پاک آمد در پیشتن را سبب هلاک آمد در پیشعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 56اگلی نظمهم کار ز دست رفت در بی کاریهم عمر عزیز میرود در خواریعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 58زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدردا که اجل رسید و درمان نرسیدتوفیق به غور شور بختان نرسیدعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 87دردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 24ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون رفتن جان پاک آمد در پیشتن را سبب هلاک آمد در پیشعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 56
اگلی نظمهم کار ز دست رفت در بی کاریهم عمر عزیز میرود در خواریعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 58
دردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 24