عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 23شمارهٔ 23شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وهشگیرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکه گفت ترا که راه اندوهش گیریا شیوهٔ عاشقان انبوهش گیر2نقل کریںآنجا که درو هزار عالم هیچ استیک ذره کجا رسد تو صد کوهش گیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل غم جان محنت اندیش ببینسرگشتگی خواجه و درویش ببینعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 22اگلی نظمدردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 24ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل غم جان محنت اندیش ببینسرگشتگی خواجه و درویش ببینعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 22
اگلی نظمدردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 24