عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 25شمارهٔ 25شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انمكردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانان آمد قصد دل و جانم کردبنمود ره و سلوک آسانم کرد2نقل کریںبا این همه جان میکنم و میکوشموین میدانم که هیچ نتوانم کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 24اگلی نظمهر لحظه می یی به جان سرمست دهدتا جان، دل خود به وصل پیوست دهدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 26ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 24
اگلی نظمهر لحظه می یی به جان سرمست دهدتا جان، دل خود به وصل پیوست دهدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 26