صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
  4. »شمارهٔ 22

شمارهٔ 22

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: از

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 66

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

شمع آمد و گفت: من نیم قلب مجاز

مومی که بود نقره چو قلبش بگداز

2

گر قلب شود موم همان نقره بود

خود موم سر از پای کجا ماند باز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شمع آمد و گفت: نیست اینجا جایم

تا آمدهام هست به رفتن رایم

عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 21

اگلی نظم

شمع آمد وگفت: جاودان افتادن

به زانکه چو من به هر میان افتادن

عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 23

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حصری - قدس الله تعالی سره - گفته است: الصوفی (هو)الذی لایوجد بعد عدمه و لایعدم (بعد) وجوده یعنی: صوفی آن است که چون از وجود طبیعی خود فانی شود دیگر به آن باز نگردد که: الفانی لا یرد و بعد از آن چون به وجود حقانی و بقای بعد الفنا محقق گردد دیگر فانی نشود.

خوش آن که چون نیست شد از این نقش مجاز

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 31

این کنج فراغت است و خلوتگه راز

اسباب حضور دل در او یافته ساز

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 23

گنجشک ضعیف توام ای مایه ناز

افتاده به دام تو به صد عجز و نیاز

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 59

در سنبلش آویختم از روی نیاز

گفتم «من سودازده را کار بساز»

حافظ»رباعیات»رباعی شمارهٔ 22

وقت سحر است، خیز ای مایهٔ ناز

نرمک‌نرمک باده خور و چنگ نواز

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»دم را دریابیم [143-108]»رباعی 115

لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آز

تا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»دم را دریابیم [143-108]»رباعی 139

* ای دل چو حقیقتِ جهان هست مَجاز

چندین چه بَری خواری از این رنجِ دراز؟

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»از ازل نوشته [34-26]»رباعی 32

* می‌پرسیدی که چیست این نقشِ مجاز

گر برگویم حقیقتش هست دراز

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»گردش دوران [56-35]»رباعی 42

از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز

بازآمده‌ای کو که به ما گوید راز؟

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»گردش دوران [56-35]»رباعی 46

ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَت‌باز

از روی حقیقتی نه از روی مَجاز

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»گردش دوران [56-35]»رباعی 50

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور