این کنج فراغت است و خلوتگه راز
اسباب حضور دل در او یافته ساز
بادا بر وی صد در جمعیت باز
درهای پریشانی ایام فراز
زمین
در سنبلش آویختم از روی نیاز
گفتم «من سودازده را کار بساز»
حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 22
وقت سحر است، خیز ای مایهٔ ناز
نرمکنرمک باده خور و چنگ نواز
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 115
لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آز
تا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 139
* ای دل چو حقیقتِ جهان هست مَجاز
چندین چه بَری خواری از این رنجِ دراز؟
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 32
* میپرسیدی که چیست این نقشِ مجاز
گر برگویم حقیقتش هست دراز
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 42
از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز
بازآمدهای کو که به ما گوید راز؟
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 46
ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَتباز
از روی حقیقتی نه از روی مَجاز
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 50
وقت سحر است خیز ای مایهٔ ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 113
از جملۀ رفتگانِ این راهِ دراز
باز آمدهای کو که به ما گوید راز
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات اصیلشمارهٔ 10
وقتِ سحر است، خیز ای مایهٔ ناز
نرمکْ نرمکْ باده دِه و رود نواز
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات اصیلشمارهٔ 11
فارسی متن کا ماخذ: گنجور