عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 23شمارهٔ 23شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انافتادنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد وگفت: جاودان افتادنبه زانکه چو من به هر میان افتادن2نقل کریںاز شهد چو موم نقره دور افتادمبر نقره ازین بِهْ نتوان افتادن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: من نیم قلب مجازمومی که بود نقره چو قلبش بگدازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 22اگلی نظمشمع آمد و گفت: بر تن خویشتنمدل میسوزد که سخت شد سوختنمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 24ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: من نیم قلب مجازمومی که بود نقره چو قلبش بگدازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 22
اگلی نظمشمع آمد و گفت: بر تن خویشتنمدل میسوزد که سخت شد سوختنمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 24