عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 73شمارهٔ 73شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انمیگذردہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهان ای دل خسته کاروان میگذردبیدار شو آخر که جهان میگذرد2نقل کریںآن شد که دمی در همه عمرت خوش بودباقی همه بر امید آن میگذرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل رفت و ز آتش طرب دود ندیدجان شد ز جهان و از جهان سود ندیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 72اگلی نظمعمری که گذشت زود انگار نبودوز عمر زیان و سود انگار نبودعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 74زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبیدار شو ای دل که جهان میگذردوین مایهٔ عمر، رایگان میگذردرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 593صبح است و صبا مشک فشان میگذرددریاب که از کوی فلان میگذردرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 750کشتی چو به دریای روان میگذردمیپندارد که نیستان میگذردرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 793ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل رفت و ز آتش طرب دود ندیدجان شد ز جهان و از جهان سود ندیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 72
اگلی نظمعمری که گذشت زود انگار نبودوز عمر زیان و سود انگار نبودعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 74