عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 72شمارهٔ 72شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ودندیدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل رفت و ز آتش طرب دود ندیدجان شد ز جهان و از جهان سود ندید2نقل کریںچشمی که همه جهان بدان میدیدمپر خون شد و روی هیچ بهبود ندید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمافسوس که ناچار بمی باید مرددر محنت و تیمار بمی باید مردعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 71اگلی نظمهان ای دل خسته کاروان میگذردبیدار شو آخر که جهان میگذردعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 73ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمافسوس که ناچار بمی باید مرددر محنت و تیمار بمی باید مردعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 71
اگلی نظمهان ای دل خسته کاروان میگذردبیدار شو آخر که جهان میگذردعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 73