عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 71شمارهٔ 71شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اربمیبایدمردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںافسوس که ناچار بمی باید مرددر محنت و تیمار بمی باید مرد2نقل کریںچون دانستم که چون همی باید زیستدل پر حسرت زار بمی باید مرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتن پست شد از درد اگر پست نبودجان مست شد از دریغ اگر مست نبودعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 70اگلی نظمدل رفت و ز آتش طرب دود ندیدجان شد ز جهان و از جهان سود ندیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 72ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتن پست شد از درد اگر پست نبودجان مست شد از دریغ اگر مست نبودعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 70
اگلی نظمدل رفت و ز آتش طرب دود ندیدجان شد ز جهان و از جهان سود ندیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 72