عطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 18شمارهٔ 18شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رمنہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا عشق نشست ناگهی در سر منبرخاست ازین غم دل غم پرور من2نقل کریںهرگز به چه باز آید مرغِ دل منتا بازآید برین که رفت از بر من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممهری که ز تو در دل من بنهفته استبا تو به زبان اگر نگویم گفته استعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 17اگلی نظمبی عشق نفس زدن حرام است مراکان دم که نه عشقِ اوست دام است مراعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 19زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشب رفت و نرفت ای بتِ سیمینبرِ منسودای مناجات غمت از سرِ منرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1486گه یار شوی تو با ملامتگر منگه بگریزی ز بیم خصم از بر منسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 317ای تیره زمین که بوده ای بستر منهر خاک که با تست همه بر سر منغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 95ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممهری که ز تو در دل من بنهفته استبا تو به زبان اگر نگویم گفته استعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 17
اگلی نظمبی عشق نفس زدن حرام است مراکان دم که نه عشقِ اوست دام است مراعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 19
ای تیره زمین که بوده ای بستر منهر خاک که با تست همه بر سر منغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 95