زمین
به ملک خویش عثمانی امیر است
دلش آگاه و چشم او بصیر است
علامہ اقبالارمغان حجازحضور ملتبخش 11 - ترک عثمانی
اگر دانا دل و صافی ضمیر است
فقیری با تهی دستی امیر است
علامہ اقبالارمغان حجازبه یاران طریقتبخش 2 - اگر دانا دل و صافی ضمیر است
سحر با ناقه گفتم نرم تر رو
که راکب خسته و بیمار و پیر است
علامہ اقبالارمغان حجازحضور رسالتبخش 3 - سحر با ناقه گفتم نرم تر رو
دل من در طلسم خود اسیر است
جهان از پرتو او تاب گیر است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 77