عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 63غزل شمارهٔ 63شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: وراستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فرید حامدآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر تو عاشقی معشوق دور استوگر تو زاهدی مطلوب حور است2نقل کریںره عاشق خراب اندر خراب استره زاهد غرور اندر غرور است3نقل کریںدل زاهد همیشه در خیال استدل عاشق همیشه در حضور است4نقل کریںنصیب زاهدان اظهار راه استنصیب عاشقان دایم حضور است5نقل کریںجهانی کان جهان عاشقان استجهانی ماورای نار و نور است6نقل کریںدرون عاشقان صحرای عشق استکه آن صحرا نه نزدیک و نه دور است7نقل کریںدر آن صحرا نهاده تخت معشوقبه گرد تخت دایم جشن و سور است8نقل کریںهمه دلها چو گلهای شکفته استهمه جانها چو صفهای طیور است9نقل کریںسراینده همه مرغان به صد لحنکه در هر لحن صد سور و سرور است10نقل کریںازان کم میرسد هرجان بدین جشنکه ره بس دور و جانان بس غیور است11نقل کریںطریق تو اگر این جشن خواهیز جشن عقل و جان و دل عبور است12نقل کریںاگر آنجا رسی بینی وگرنهدلت دایم ازین پاسخ نفور است13نقل کریںخردمندا مکن عطار را عیباگر زین شوق جانش ناصبور است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرکب لنگ است و راه دور استدل را چکنم که ناصبور استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 62اگلی نظمچه رخساره که از بدر منیر استلبش شکر فروش جوی شیر استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 64آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور