صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
  3. »عرفی / غزلیات

وزن کے تحت کتاب

وزنِ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) میں عرفی کی کتاب غزلیات

یہ صفحہ صرف وزنِ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

78 نظمیں

نظمیں

وزنِ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) میں عرفی کی کتاب غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
  4. »عرفی / غزلیات

غزل شمارهٔ 295–دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 295

5 اشعار

غزل شمارهٔ 305–ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 305

7 اشعار

غزل شمارهٔ 317–مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 317

4 اشعار

غزل شمارهٔ 331–دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 331

8 اشعار

غزل شمارهٔ 346–گشتم اندر دل خوبان، همه خوبان خودند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 346

9 اشعار

غزل شمارهٔ 350–عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 350

9 اشعار

غزل شمارهٔ 359–آن که در راه طلب ماند و پایی نکشد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 359

7 اشعار

غزل شمارهٔ 360–وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 360

8 اشعار

غزل شمارهٔ 367–جان غمگین مفروش و دل خشنود مخر

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 367

5 اشعار

غزل شمارهٔ 368–باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 368

8 اشعار

غزل شمارهٔ 370–برو ای غم خبری از دل آواره بیار

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 370

5 اشعار

غزل شمارهٔ 385–امشبم کشت غمت، عشرت فردای تو خوش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 385

7 اشعار

غزل شمارهٔ 392–چون ز چشمم رود آن خون که زند بر دل خویش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 392

6 اشعار

غزل شمارهٔ 397–دوش در صومعه آمد صنم باده فروش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 397

14 اشعار

غزل شمارهٔ 398–تا کی از گریه توان منع دو چشم تر خویش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 398

7 اشعار

غزل شمارهٔ 404–گر چشانی به ملک چاشنی صحبت خویش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 404

7 اشعار

غزل شمارهٔ 414–گر بگویم ز نظر یار نهان است، غلط

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 414

6 اشعار

غزل شمارهٔ 435–از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 435

8 اشعار

غزل شمارهٔ 441–وقت آن است که افیون به شراب اندازیم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 441

4 اشعار

غزل شمارهٔ 442–چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 442

5 اشعار

غزل شمارهٔ 451–عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 451

7 اشعار

غزل شمارهٔ 459–چون خیالت گذر آرد به در مسکن چشم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 459

5 اشعار

غزل شمارهٔ 466–چند بر بستر از آن چشم فسون ساز افتم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 466

6 اشعار

غزل شمارهٔ 470–زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 470

6 اشعار

غزل شمارهٔ 484–تا به کی همره اندیشهٔ باطل باشم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 484

8 اشعار

غزل شمارهٔ 510–به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 510

6 اشعار

غزل شمارهٔ 516–چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 516

5 اشعار

غزل شمارهٔ 551–ای که سر تا قدمم را به جنون داشته ای

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 551

5 اشعار
  1. 1
  2. 2
پچھلا صفحہ