صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »صائب / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

6962 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »صائب / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 3058–غمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3058

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3059–زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3059

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3060–اگر در دام او اشکی دل دیوانه می ریزد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3060

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3061–به دلهای فگار آن لعل روشن گوهر آویزد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3061

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3062–هلال عید از گردون زنگاری هویدا شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3062

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3063–زپیری حرص دنیا نفس طامع را دو بالا شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3063

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3064–فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3064

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3065–زروی لاله رنگت آب رونق از چمنها شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3065

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3066–اگر ناقص به روشن گوهری واصل تواند شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3066

21 اشعار

غزل شمارهٔ 3067–حجاب آسمان کی مانع ما می تواند شد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3067

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3068–که ساکن در دل ویرانه ما می تواند شد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3068

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3069–ز اکسیر قناعت خاک شکر می تواند شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3069

15 اشعار

غزل شمارهٔ 3070–که با قد دو تا از مرگ غافل می تواند شد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3070

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3071–چنین گر آتشین از باده آن رخسار خواهد شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3071

14 اشعار

غزل شمارهٔ 3072–به این عنوان اگر روی تو آتشناک خواهد شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3072

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3073–گل از نشو و نماگر این چنین برجسته خواهد شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3073

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3074–نصیب از نعمت بسیار دیگرگون نخواهد شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3074

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3075–زنور عارضش هر ذره ای خورشید منظر شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3075

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3076–به دل باشد گران چشمی که بی اشک دمادم شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3076

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3077–نگار نوخطی رام نگاه صید بندم شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3077

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3078–رگ جانها به هم پیوسته شد زلف پریشان شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3078

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3079–ز خط رویش چراغ دیده شب زنده داران شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3079

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3080–دل تاریک من روشن زفیض صبحگاهی شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3080

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3081–زدل طرفی نبستی در جهان گل چه خواهی شد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3081

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3082–بهار نوجوانی رفت، کی دیوانه خواهی شد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3082

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3083–اگر از خال لب مهر دهان من نخواهی شد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3083

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3084–گریبان چاکی عشاق از ذوق فنا باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3084

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3085–بهشت و دوزخ ما هجر و وصل آن پسر باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3085

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3086–غرور نوخطان افزون زخوبان دگر باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3086

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3087–به مقدار تمنا داغ در دل جلوه گر باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3087

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3088–دل آزاد طبعان فارغ از قید هوس باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3088

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3089–لب نو خط جانان دور باش بوالهوس باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3089

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3090–مرا پیغام لطفی از زبان خامه بس باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3090

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3091–اگر جان دربهای می دهی بر می ستم باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3091

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3092–دمی کز روی آگاهی بود تیغ دودم باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3092

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3093–خوشا دردی که از چشم بداندیشان نهان باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3093

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3094–مرا دوری به جای خویش با آن سیمتن باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3094

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3095–چه امید برومندی مرا زان سیمتن باشد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3095

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3096–اگر فتح جگرداران به تیغ افراختن باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3096

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3097–دمی چون صبح می خواهم درین عالم ز من باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3097

13 اشعار

غزل شمارهٔ 3098–کیم من تا سلیمان میهمان خوان من باشد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3098

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3099–در آغاز محبت خاطر عاشق غمین باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3099

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3100–ز ابروی تو دل گردد زره، گر آهنین باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3100

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3101–به خاک و خون کشیدی ز انتظارم، این چنین باشد!

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3101

16 اشعار

غزل شمارهٔ 3102–خوشا رندی که در میخانه اش آن آبرو باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3102

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3103–من ناکس کیم تا در سرشتم آرزو باشد؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3103

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3104–نهان در ابر دایم آفتاب زندگی باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3104

20 اشعار

غزل شمارهٔ 3105–ز فرمان قضا گردنکشی دیوانگی باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3105

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3106–به مستی از ته دل آدمی خشنود می باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3106

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3107–دو شب از ماه نو سالی به عید امید می باشد

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 3107

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 61
  6. 62
  7. 63
  8. ...
  9. 140
پچھلا صفحہاگلا صفحہ