صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3082

غزل شمارهٔ 3082

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انهخواهیشد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بهار نوجوانی رفت، کی دیوانه خواهی شد؟

چراغ زندگی گل کرد، کی پروانه خواهی شد؟

2

زخواب نوبهاران بوی گل برخاست ای غافل

تو هم برخیز اگر بیرون ازین غمخانه خواهی شد

3

زگل ته جرعه ای، از بلبلان مانده است فریادی

ازین فرصت مشو غافل اگر دیوانه خواهی شد

4

چو مجنون دامن صحرای وحشت را به دست آور

اگر از آشنایان جهان بیگانه خواهی شد

5

مشو غافل درین گلشن چو شبنم از نظر بازی

که تا بر هم گذاری چشم را افسانه خواهی شد

6

فریب خار خار آرزو خوردی، ندانستی

که چون خاشاک آخر خرج آتشخانه خواهی شد

7

رهایی نیست ممکن از قفس مرغ ترا هرگز

زبوی گل اگر قانع به آب و دانه خواهی شد

8

به بوی باده از میخانه عرفان قناعت کن

که از خود بیخبر در اولین پیمانه خواهی شد

9

حریم زلف را از محرمان خاص می گردی

اگر خاموش با چندین زبان چون شانه خواهی شد

10

نه کار شیر مردان است جوی شیر آوردن

خجل چون کوهکن زین بازی طفلانه خواهی شد

11

مخور چون ساغر می روی دست رنگ و بو صائب

که با دست تهی بیرون ازین میخانه خواهی شد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زدل طرفی نبستی در جهان گل چه خواهی شد؟

نگردیدی گهر در بحر، در ساحل چه خواهی شد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3081

اگلی نظم

اگر از خال لب مهر دهان من نخواهی شد

حریف شکوه آتش زبان من نخواهی شد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3083

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور