صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3059

غزل شمارهٔ 3059

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: نگمیریزد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد

دل این شیشه نازک زنام سنگ می ریزد

2

نمی دانم چه می سازد درین بستانسرا دیگر

که از گل باز معمار بهاران رنگ می ریزد

3

نبیند زرد رویی در خزان از تنگدستیها

در ایام خزان هر کس می گلرنگ می ریزد

4

مترس از ناله ما بیدلان ای دشمن ایمان

که اول بیجگر از خود سلاح جنگ می ریزد

5

بلای آسمانی توبه کرد از مردم آزاری

همان زان نرگس نیلوفری نیرنگ می ریزد

6

دل دیوانه من سرمه چشم غزالان شد

هنوز از دست و دامن کودکان را سنگ می ریزد

7

مگر کوتاهیی دیده است از زلف دراز خود؟

که رنگ تازه ای حسن از خط شبرنگ می ریزد

8

نباشد یک نفس بی فتنه ای چشم کبود او

بلا پیوسته از گردون مینا رنگ می ریزد

9

نباشد یک نفس بی فتنه ای چشم کبود او

بلا پیوسته از گردون مینا رنگ می ریزد

10

چه رنگینی دهد مشاطه آن دست نگارین را؟

که خون بیگناهانش مدام از چنگ می ریزد

11

زدست ممسکان آید به سختی خرده ای بیرون

زروی سخت آهن این شرار از سنگ می ریزد

12

به طوفان می دهد موج حلاوت خاک را صائب

اگر زین گونه شکر زان دهان تنگ می ریزد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

غمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزد

زسقف خانه درویش دایم خاک می ریزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3058

اگلی نظم

اگر در دام او اشکی دل دیوانه می ریزد

زچشم دوربینی خونبهای دانه می ریزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3060

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور