Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by فاطمه زندی
This page shows only audio recordings by فاطمه زندی.
Poems
غزل شمارهٔ 73آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
غزل شمارهٔ 81ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
غزل شمارهٔ 82معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
غزل شمارهٔ 84چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
Like the rose I am laughing with all my body, not only with my mouth, because I am without myself, alone with the king of the world.
غزل شمارهٔ 85از بهر خدا بنگر در رویِ چو زر جانا
غزل شمارهٔ 88شاد آمدی ای مهرو ای شادیِ جان شاد آ
غزل شمارهٔ 89یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
غزل شمارهٔ 90ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
غزل شمارهٔ 91در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
غزل شمارهٔ 92زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
غزل شمارهٔ 93میندیش میندیش که اندیشه گریها
غزل شمارهٔ 94زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شمارهٔ 95زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شمارهٔ 104خبر کن ای ستاره یار ما را
غزل شمارهٔ 113ای مطرب دل برای یاری را
غزل شمارهٔ 114اندر دل ما توی نگارا
غزل شمارهٔ 115ای جان و قوام جمله جانها
O soul and stay of every soul, who bestow wings and set the spirits in motion,
غزل شمارهٔ 116ای سخت گرفته جادوی را
غزل شمارهٔ 122دیدم رخ خوب گلشنی را
I beheld the lovely rosebower face, that eye and lamp of all brightness,
غزل شمارهٔ 139رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما
غزل شمارهٔ 140درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
غزل شمارهٔ 141جمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟
غزل شمارهٔ 155از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا
غزل شمارهٔ 157ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما
غزل شمارهٔ 159ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
غزل شمارهٔ 162تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
غزل شمارهٔ 163بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
Go forth, my comrades, draw along our beloved, at last bring to me the fugitive idol;
غزل شمارهٔ 165اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا
غزل شمارهٔ 166چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
A garden—may its roses bloom till resurrection-day; an idol—may the two worlds be scattered over its beauty!
غزل شمارهٔ 167کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
غزل شمارهٔ 168ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
رباعی شمارهٔ 171امشب هردل که همچو مه در طلب است
رباعی شمارهٔ 172اندر دل من درون و بیرون همه اوست
رباعی شمارهٔ 173اندر سر ما همت کاری دگر است
غزل شمارهٔ 193جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
غزل شمارهٔ 207 - ای که به هنگامِ درد راحتِ جانی مرا
You who are my soul’s repose in the time of pain, you who are my spirit’s treasure in the bitterness of poverty,
غزل شمارهٔ 224چه خیره مینگری در رخ من ای برنا
غزل شمارهٔ 227به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
غزل شمارهٔ 228بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
غزل شمارهٔ 253چند نهان داری آن خنده را؟
غزل شمارهٔ 255خیز صبوحی کن و درده صلا
غزل شمارهٔ 256داد دهی ساغر و پیمانه را
غزل شمارهٔ 267قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
غزل شمارهٔ 296مخسب ای یار مهمان دار امشب
غزل شمارهٔ 300کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
غزل شمارهٔ 301هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
غزل شمارهٔ 302در هوایت بیقرارم روز و شب
غزل شمارهٔ 322آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت
I have come so that, tugging your ear, I may draw you to me, unheart and unself you, plant you in my heart and soul.

