غزل شمارهٔ 255
Poet: Rumi
Toggle stanza 1خیز صبوحی کن و درده صلا
11
خیز صبوحی کن و درده صلا
خیز که صبح آمد و وقت دعا
22
کوزه پر از می کن و در کاسه ریز
خیز مزن خنبک و خم برگشا
33
دور بگردان و مرا ده نخست
جان مرا تازه کن ای جانفزا
44
خیز که از هر طرفی بانگ چنگ
در فلک انداخت ندا و صدا
55
تنتن تنتن شنو و تن مزن
وقت تو خوش ای قمر خوشلقا
66
در سرم افکن می و پابند کن
تا نروم بیهده از جا به جا
77
زان کف دریاصفت دُرنثار
آب درانداز چو کشتی مرا
88
پاره چوبی بُدم و از کفَت
گشتهام ای موسی جان اژدها
99
عازَر وقتم به دمت ای مسیح
حشر شدم از تک گور فنا
1010
یا چو درختم که به امر رسول
بیخ کشان آمدم اندر فلا
1111
هم تو بده هم تو بگو زین سپس
ای دهن و کف تو گنج بقا
1212
خسرو تبریز توی شمس دین
سرور شاهان جهان علا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای نفسِ خرّمِ بادِ صبا
از برِ یار آمدهای، مرحبا!
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2
هین که منم بر در در برگشا
بستن در نیست نشان رضا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 250
پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
از من و ما بگذر و زوتر بیا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 251
نذر کند یار که امشب تو را
خواب نباشد ز طمع برتر آ
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 252
گر بنخسبی شبی ای مه لقا
رو به تو بنماید گنج بقا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 258
چرخ فلک با همه کار و کیا
گرد خدا گردد چون آسیا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 260

