Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by فاطمه زندی
This page shows only audio recordings by فاطمه زندی.
Poems
رباعی شمارهٔ 1آن دل که شد او قابل انوار خدا
غزل شمارهٔ 1اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بیمُنتها
رباعی شمارهٔ 2آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا
غزل شمارهٔ 2ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بالها
رباعی شمارهٔ 3آن کس که ترا نقش کند او تنها
رباعی شمارهٔ 4آن لعل سخن که جان دهد مرجان را
غزل شمارهٔ 4اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما
رباعی شمارهٔ 5آن وقت که بحر کل شود ذات مرا
غزل شمارهٔ 5آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
غزل شمارهٔ 6بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
غزل شمارهٔ 7بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
غزل شمارهٔ 9من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا
غزل شمارهٔ 10مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
رباعی شمارهٔ 14ای آنکه چو آفتاب فرد است بیا
غزل شمارهٔ 14ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
O lovers, lovers, this day you and we are fallen into a whirlpool: who knows how to swim?
غزل شمارهٔ 15ای نوش کرده نیش را بیخویش کن باخویش را
غزل شمارهٔ 16ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
غزل شمارهٔ 17آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
غزل شمارهٔ 18ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
غزل شمارهٔ 19امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
Today I beheld the beloved, that ornament of every affair; he went off departing to heaven like the spirit of Mus.t.af¯a.
غزل شمارهٔ 20چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
رباعی شمارهٔ 24ای دوست به دوستی قرینیم ترا
غزل شمارهٔ 24چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را؟
رباعی شمارهٔ 25ای سبزی هر درخت و هر باغ و گیا
غزل شمارهٔ 25من دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقا
غزل شمارهٔ 26هر لحظه وحی آسمان آید به سر جانها
Every instant a revelation from heaven comes to men’s innermost souls: “How long like dregs do you remain upon earth? Come up!”
رباعی شمارهٔ 27این آتش عشق میپزاند ما را
رباعی شمارهٔ 28این روزه چو غربا ل ببیزد جان را
غزل شمارهٔ 29ای از ورای پردهها تاب تو تابستان ما
رباعی شمارهٔ 30با عشق روان شد از عدم مرکب ما
غزل شمارهٔ 30ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
رباعی شمارهٔ 31بر رهگذر بلا نهادم دل را
غزل شمارهٔ 32دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
غزل شمارهٔ 34ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
O lovers, lovers, the time of union and encounter has come. The proclamation from heaven has come: “Moon-faced beauties, welcome hither!”
غزل شمارهٔ 36خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا
غزل شمارهٔ 37یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
غزل شمارهٔ 38رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا
غزل شمارهٔ 39آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا
غزل شمارهٔ 45با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
How sweet it is to give speech and head, to converse with his lip, especially when he opens the door and says, “Good sir, come in!”
غزل شمارهٔ 46دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
غزل شمارهٔ 47ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
غزل شمارهٔ 48ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما
غزل شمارهٔ 52چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
غزل شمارهٔ 54از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
غزل شمارهٔ 58رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
The king has come, the king has come; adorn the palace-hall; cut your forearms in honour of the fair one of Canaan.
غزل شمارهٔ 62بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
غزل شمارهٔ 64تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
Have you ever seen any lover who was satiated with this passion? Have you ever seen any fish that had become satiated with this sea?

