غزل شمارهٔ 7

Poet: Rumi

Metre: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

Rhyme: ا

Poems with the same metre and rhyme: 24

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
1
بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
باشد که بگشایی دری‌، گویی که برخیز اندرآ
2
غرق‌ست جانم بر درت‌، در بوی مشک و عنبر‌ت
ای صد هزاران مرحمت‌، بر روی خوبت دایما
3
ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران
عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا
4
عشق تو کف برهم زند‌، صد عالم دیگر کند
صد قرن نو پیدا شود بیرون ز افلاک و خلا
5
ای عشق خندان همچو گل‌، وی خوش‌نظر چون عقل کل
خورشید را درکش به جُل‌، ای شهسوار هل اتی
6
امروز ما مهمان تو مست رخ خندان تو
چون نام رویت می‌برم دل می‌رود والله ز جا
7
کو بام غیر بام تو کو نام غیر نام تو
کو جام غیر جام تو ای ساقی شیرین ادا
8
گر زنده‌جانی یابمی من دامنش برتابمی
ای کاشکی در خوابمی در خواب بنمودی لقا
9
ای بر درت خیل و حشم بیرون خرام ای محتشم
زیرا که سرمست و خوشم زان چشم مست دلربا
10
افغان و خون‌ِ دیده بین‌، صد پیرهن بدریده بین
خون جگر پیچیده بین بر گردن و روی و قفا
11
آن کس که بیند روی تو مجنون نگردد کو به‌کو
سنگ و کلوخی باشد او‌، او را چرا خواهم بلا‌؟
12
رنج و بلایی زین بتر کز تو بود جان بی‌خبر
ای شاه و سلطان بشر لا تبل نفسا بالعمی
13
جان‌ها چو سیلابی روان تا ساحل دریای جان
از آشنایان منقطع با بحر گشته آشنا
14
سیلی روان اندر وله سیلی دگر گم کرده ره
الحمدلله گوید آن وین آه و لا حول و لا
15
ای آفتابی آمده بر مفلسان ساقی شده
بر بندگان خود را زده باری کرم باری عطا
16
گل دیده ناگه مر تو را بدریده جان و جامه را
وان چنگ زار از چنگ تو افکنده سر پیش از حیا
17
مقبل‌ترین و نیک پی در برج زهره کیست نی
زیرا نهد لب بر لبت تا از تو آموزد نوا
18
نی‌ها و خاصه نیشکر بر طمع این بسته کمر
رقصان شده در نیستان یعنی تعز من تشا
19
بُد بی‌تو چنگ و نی حزین برد آن کنار و بوسه این
دف گفت می‌زن بر رخم تا روی من یابد بها
20
این جان‌ِ پاره پاره را‌، خوش پاره پاره مست کن
تا آن چه دوشش فوت شد آن را کند این دم قضا
21
حیف است ای شاه مهین هشیار کردن این چنین
والله نگویم بعد از این هشیار شرحت ای خدا
22
یا باده ده حجت مجو یا خود تو برخیز و برو
یا بنده را با لطف تو شد صوفیانه ماجرا

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها

اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا

مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 10

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

هین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 11

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغ‌ها

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 12

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 13

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 14

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 17

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 18

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 19

چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 20

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor