غزل شمارهٔ 32
Poet: Rumi
Toggle stanza 1دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بیمُنتها
اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشهها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1
مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
مهمان صاحبدولتم که دولتش پاینده با
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 10
ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
هین زُهره را کالیوه کن زان نغمههای جانفزا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 11
ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغها
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 12
ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما
کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 13
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 14
آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 17
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 18
امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
میشد روان بر آسمان همچون روان مصطفا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 19
چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
میدان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 20

