Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by عندلیب
This page shows only audio recordings by عندلیب.
Poems
غزل شمارهٔ 1428همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
غزل شمارهٔ 1429نه آن بیبهره دلدارم که از دلدار بگریزم
I am not that luckless lover, to flee from the Beloved; I do not hold that dagger in my hand to flee from battle.
غزل شمارهٔ 1430نهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشم
غزل شمارهٔ 1431مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم
غزل شمارهٔ 1432تو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشم
غزل شمارهٔ 1433من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
غزل شمارهٔ 1434چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
غزل شمارهٔ 1435به گرد دل همیگردی چه خواهی کرد میدانم
غزل شمارهٔ 1436تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانم
غزل شمارهٔ 1437چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
When the thunder and lightning laugh, I recite paeans of praise, I am full of light as the clear sky, I am circling around the moon.
غزل شمارهٔ 1438ندارد پای عشق او دل بیدست و بیپایم
غزل شمارهٔ 1439من این ایوان نه تو را نمیدانم نمیدانم
غزل شمارهٔ 1440بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
غزل شمارهٔ 1441بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
غزل شمارهٔ 1442زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
غزل شمارهٔ 1443بشستم تخته هستی سر عالم نمیدارم
غزل شمارهٔ 1444ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم
غزل شمارهٔ 1445من دلق گرو کردم عریان خراباتم
غزل شمارهٔ 1446گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
غزل شمارهٔ 1447رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
I went to the physician of the soul, I said, “Look at my hand. I am heartlorn and sick at once, both lover and intoxicated.
غزل شمارهٔ 1448در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
غزل شمارهٔ 1449زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم
غزل شمارهٔ 1450بستان قدح از دستم ای مست که من مستم
غزل شمارهٔ 1451گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم
غزل شمارهٔ 1452ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم
غزل شمارهٔ 1453در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
غزل شمارهٔ 1454گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
غزل شمارهٔ 1455ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم
غزل شمارهٔ 1456توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
غزل شمارهٔ 1457من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم
غزل شمارهٔ 1458یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
Not for one single moment do I let hold of you, for you are my whole concern, you are my whole affair.
غزل شمارهٔ 1459تا عاشق آن یارم بیکارم و بر کارم
غزل شمارهٔ 1460بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
غزل شمارهٔ 1461پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
غزل شمارهٔ 1462صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
I am a painter, a picture-maker, every moment I fashion an idol, then before you I melt away all the idols,
غزل شمارهٔ 1463شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
I am your disciple, for all that I am stupid and twisted of mouth, so that I may learn one smile from your smiling lip.
غزل شمارهٔ 1464سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
غزل شمارهٔ 1465ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
غزل شمارهٔ 1466در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
غزل شمارهٔ 1467این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
غزل شمارهٔ 1468امروز خوشم با تو، جان تو و فردا هم
غزل شمارهٔ 1469بیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهم
غزل شمارهٔ 1470جانم به فدا بادا آن را که نمیگویم
غزل شمارهٔ 1471مخمورم پرخواره اندازه نمیدانم
غزل شمارهٔ 1472دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
Once again, once again I have escaped from my chains, I have burst out of these bonds and this trap which seizes the infirm.

