غزل شمارهٔ 1459
Toggle stanza 1تا عاشق آن یارم بیکارم و بر کارم
11
تا عاشق آن یارم بیکارم و بر کارم
سرگشته و پابرجا ماننده پرگارم
22
ماننده مریخی با ماه و فلک خشمم
وز چرخ کله زرین در ننگم و در عارم
33
گر خویش منی یارا می بین که چه بیخویشم
ز اسرار چه می پرسی چون شهره و اظهارم
44
جز خون دل عاشق آن شیر نیاشامد
من زاده آن شیرم دلجویم و خون خوارم
55
رنجورم و می دانی هم فاتحه می خوانی
ای دوست نمیبینی کز فاتحه بیمارم
66
حلاج اشارت گو از خلق به دار آمد
وز تندی اسرارم حلاج زند دارم
77
اقرار مکن خواجه من با تو نمیگویم
من مرده نمیشویم من خاره نمیخارم
88
ای منکر مخدومی شمس الحق تبریزی
ز اقرار چو تو کوری بیزارم و بیزارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چون من ز همه عالم ترسا بچهای دارم
دانم که ز ترسایی هرگز نبود عارم
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 528
در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
آیینه نخواهد دم ای وای ز گفتارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1453
توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
زان کس که کند توبه زین واقعه بیزارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1456
من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم
هر چند که بیهوشم در کار تو هشیارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1457
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
زیرا که توی کارم زیرا که توی بارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1458

