رباعی شمارهٔ 46
Poet: Sanai
Toggle stanza 1چون من به خودی نیامدم روز نخست
چون من به خودی نیامدم روز نخست
گر غم خورم از بهر شدن ناید چست
هر چند رهی اسیر در قبضهٔ توست
زین آمد و شد رضای تو باید جست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رسوا شده لولیی ربالی دردست
از کوی خرابات همی آمد مست
JamiDivan-e AshʿarRubaiyatشمارهٔ 13
کردم توبه شکستیش روز نخست
چون بشکستم به توبه ام خواندی چست
JamiDivan-e AshʿarRubaiyatشمارهٔ 15
گاهی کشیم به رفتن ای عشوه پرست
گه ز آمدن از نیست مرا سازی هست
JamiDivan-e AshʿarRubaiyatشمارهٔ 33
هرکس که ازین جهان دلگیر بجست
از ننگ وزیر و منت میر برست
JamiDivan-e Ashʿarاشعار پراکندهشمارهٔ 4
آن مه که به دل حرف وفا کرده درست
دی بود به حمام پس از صبح نخست
JamiDivan-e AshʿarRubaiyatشمارهٔ 42
جامی عمری به خلق عالم پیوست
زان شیوه نیامدش بجز باد به دست
JamiDivan-e AshʿarRubaiyatشمارهٔ 52
من با کمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست
HafezRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 5
چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست
چون هست زِ هر چه هست نُقصان و شکست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)هیچ است [107-101]رباعی 106
چون لاله به نوروز قَدَح گیر به دست
با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)دم را دریابیم [143-108]رباعی 122
اجزای پیالهای که درهم پیوست
بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)گردش دوران [56-35]رباعی 44
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

